بافت

بافت

به طور کلی سطح و رویه هر شئ و شکلی دارای ظاهر خاصی است که به آن بافت ( Texture)گفته می شود. درک آن نه تنها از طریق حس لامسه بلکه بوسیله حس بصری نیز میسر است. البته گاهی این دو حس بطور مشترک برای درک بافت استفاده میشوند که بدین وسیله ابعاد وسیع تر و کامل تری از مفاهیم قابل درک می شود. هر سطح ویژگی هایی دارد مانند نرم یا زبر، ساده یا تزئین شده، شفاف یا مات، نرم یا سخت که انسان معمولاً از طریق لمس کردن به خصوصیات آن ها پی برده و سپس به کمک سایر حس ها این شناخت تکمیل می شود. به همین دلیل است که اشیائی مانند چوب، شیشه، پنبه، سنگ، کاغذ و غیره برای ما ایجاد سابقه ذهنی در مورد بافت های گوناگون می کند به طوریکه با نگاه کردن به آن ها، زبری و نرمی آنرا حس می کنیم. قطعات سنگ یا چوب هر یک بافتی دارند که معماران و طراحان داخلی از آن ها جهت مقاصد خود استفاده می کنند. بافت ویژگی های منحصر به فردی دارد که استفاده مناسب از آن به غنای طرح
افزوده و موجب تاثیر بیشتری بر مخاطب می گردد (تصویر40).

تصویر -40- استفاده از بافت های مختلف در عکاسی و نقاشی:

بافت ها را می توان به دو گروه اصلی تقسیم نمود: بافت بصری (ترسیمی-Abstract ) و بافت قابل لمس (تصویری-Realist).
بافت بصری کاملاً دو بعدی بوده و همانطور که از نامش پیداست با چشم مشاهده و درک می شود. این نوع بافت های خیالی را می توان به سه نوع تقسیم نمود : بافت تزئینی، خودجوش و مکانیکی. بافت تزئینی برای تزئین سطح بکار رفته و حذف آن اثر چندانی روی شکل ندارد و می تواند منظم یا نامنظم باشد. بافت خودجوش تزئینی نبوده و بر روی سطح جزئی از شکل محسوب می شود و اغلب دستی یا اتفاقی هستند. بافت مکانیکی بکمک ابزارهای مکانیکی مانند خطکش و پرگار ایجاد نمی شود بلکه حاصل اثر وسایل مکانیکی مانند ترام های عکاسی و چاپی است (تصویر 41). جهت ایجاد بافت بصری می توان از روش های مختلفی استفاده کرد (تصویر42).

تصویر -41- انواع بافت های بصری:

تزئینی

خود جوش

مکانیکی

رنگ کردن تغییر رنگ دادن ، دود دادن سوزاندن،

خراشیدن ساییدن ، روش های عکاسی

تصویر -42- طرق ایجاد بافت های بصری:

طراحی نقاشی،

، چاپ انتقال سایش ، افشاندن پاشیدن ریختن

بافت قابل لمس بافتی است که نه تنها با چشم دیده بلکه با دست هم لمس می شود. این بافت از روی سطح دو بعدی بلند شده و حالت نقش برجسته سه بعدی پیدا می کند (مانند تصویر 33).با رویت این بافت، احساسی که قبلاً از لمس آنها داشتیم در ما بیدار میشود. تمامی سطوح بافتی قابل لمس دارند حتی سطح مسطح رنگ شده و یا سطح صاف کاغذ نیز بافت دارد. این نوع بافت ها را می توان به سه نوع تقسیم نمود : بافت طبیعی آماده: که از خود بافت به صورت طبیعی استفاده می شود مانند چسباندن برگ یا شن روی سطح. بافت طبیعی تغییر یافته: که بافت طبیعی مانند چوب را با خراشیدن یا سوراخکاری یا چکش کاری کمی تغییر می دهند.بافت منظم: که به صورت قطعات کوچک و نوارهای باریک کنار هم قرار گرفته و نقش جدیدی را ایجاد می کنند مانند خرده های چوب، بذر گیاهان، مهره ها و دکمه ها(تصویر43)با عکسبرداری از بافت های قابل لمس، آن ها به بافت بصری تبدیل می شوند.

تصویر -43- انواع بافت های قابل لمس:

طبیعی، طبیعی تغییر یافته

منظم

کولاژ یکی از شیوه های مستقیم استفاده از بافت بصری در طراحی و ایجاد بافتی قابل لمس است. کلاژ یعنی چسباندن یا نصب کردن قطعاتی از کاغذ، پارچه یا مواد دیگر روی یک سطح (تصویر44).

تصویر -44- نمونه اثر کلاژ

اتوبان شهید آقابابائی اصفهان،

دیوار مدرسه اصفهان،

مورگان والس

در بافت های قابل لمس، نور و رنگ نقش موثری دارند. تنظیم نور در برخی از این بافتها جزو عناصر اصلی محسوب می شود. بدین معنا که با نورپردازی قوی از پهلو می توان کیفیت زبری و ناهمواری بافت را برجسته تر نشان داد و سایه هایی با نقش های پیچیده بوجود آورد. قابل ذکر است که نور و سایه های ایجاد شده بدلیل غیر قابل لمس بودن بصری اند نه قابل لمس. حفظ و یا تغییر رنگ در این نوع بافت ها نیز می تواند بافت طبیعی آماده و یا طبیعی تغییر یافته ایجاد نماید.

تکرار و ریتم و حرکت


اگر فرمی بیش از یکبار در طرح بکار رود این حالت را تکرار گویند که حالت نظم و هماهنگی را منتقل می کند. تکرار آسان ترین روش طراحی است مانند ستونها و پنجرهها در معماری، پایههای مبل، نقشهای پارچه و کاشی. در تصویر 45انواع حالتهای تکرار دیده می شود.

تصویر -45انواع حالت های تکرار:

شکل،

اندازه،

رنگ، بافت،

جهت

در طبیعت و زندگی و وجود انسان ریتم ( Rhythm) نقش موثری دارد مانند توالی روز و شب، تغییر فصول، صدای نبض و تپش قلب. درهنر تجسمی ریتم معنایی تصویری دارد و عبارت است از تکرار، تغییر و حرکت عناصر بصری در فضای تجسمی. در تصویر 46 نمونه ریتم در طبیعت، معماری، محصول، آرم و نقاشی دیده می شود. در آثار هنرمندان نیز می توان نمونه هایی از آن را مشاهده کرد. به بیان دیگر تکرار یک عنصر تصویری، ریتم بصری و در نتیجه آن، انتقال احساس حرکت را بوجود می آورد. حرکت به معنای تغییر و جابجایی بوده و با سرشت حیات و زندگی در ارتباط است. از حرکت عنصری عنصر بصری دیگر حاصل می شود لذا حرکت از مظاهر حیات در هنر نیز محسوب می شود. این احساس حرکت یا می تواند از طریق تکرار یک شکل یا یک حالت بوجود بیاید و یا با رسم اشکال کشیده و جهت داری که نگاه مخاطب را از سمتی به سمت دیگر می کشاند.
همانطورکه در بخش (عناصربصری وکیفیات بصری نقطه-تصاویر تجمع و تفرق و...)و بخش (عناصربصری وکیفیات بصری خط - تصویر:ایجاد تعادل، ریتم و حرکت بکمک خطوط)گفته شد با تکرار نقاط و تغییر خطوط (و سایر عناصر) بصورت منظم یا نامنظم می توان ایجاد ریتم و در اثر آن، حرکت نمود. بر این اساس، ریتم یا ضرب-آهنگ نبض یک اثر هنری محسوب می شود.ساده ترین تعریف برای آن هماهنگی و وحدت بین اجزای تصویر یا وحدت در عین کثرت میباشد که یا بصورت ریاضی گونه است مانند نسبت 2/3بند انگشتان دست انسان یا غیر ریاضی مانند ریتم موجود در برخی از نگارگریهای سنتی ایران. همانطور که ریاضیات بدون اعداد مفهومی ندارند، هنرهای تجسمی نیز بدون دانش ریتم مفهومی ندارد. ریتم، ساختار یک ترکیب را شکل داده و به آن تنوع می بخشد، تناسب میان اجزاء را تحکیم و مانع از نابسامانی و ناهماهنگی می گردد (تصویر46).

تصویر -46- نمونه ریتم در طبیعت:

مقرنس، طراحی ساختمان، محصول، آرم و نقاشی م

ارسل دوشان - زنی که از پله پائین می آید

ریتم انواع مختلفی دارد:


1- ریتم یکنواخت: در این نوع، یک تصویر بطور یکنواخت و متوالی تکرار شده که باعث نوعی حرکت می شود اما بدلیل یکنواختی و عدم تنوع تاثیر منفی داشته و خسته کننده و کسالت بار بوده و نظمی خشک را ایجاد می کند.
2- ریتم متناوب (متفاوت):در این نوع، تصویر تکرار می شود اما تکرار آن با تغییرات متناوبی همراه بوده که به دلیل ایجاد تنوع، نظر مخاطب را در پیگیری ادامه تغییرات جلب کرده و لذا جذابیت بیشتری دارد.
3- تکاملی: در این نوع ریتم تصویر از یک حالت خاص شروع شده و به تدریج با تغییراتی به حالت تازه تری می رسد. به طوری که نوعی رشد و تکامل را در طول مسیر تغییرات خود به دنبال خواهد داشت. مانند حرکت و تغییر شکل ماه از هلال باریک تا قرص کامل و به عکس.
4 -موجی: این نوع ریتم که عمدتاً با استفاده از حرکت منحنی سطوح و خطوط بوجود می آید و از نوعی تناوب نیز برخوردار است نمونه کاملی از ریتم تجسمی محسوب می شود که در فضای معماری، حجمی و تصویری وجود دارد. حرکت موج دریا، بام های گنبدی شکل و تاثیر وزش باد روی شن ها نمونه هایی از این نوع ریتم هستند (تصویر47).

تصویر -47انواع ریتم در هنرهای تجسمی:

یکنواخت - سهراب سپهری،

متناوب،


تکاملی،

موجی (خانه بروجردی های کاشان)

مقالات مرتبط
فضا و عمق نمایی
فضا و عمق نمایی

0 دیدگاه

افزودن دیدگاه


مقالات اخیر گروه