این نوشته مهندسی شده است

این نوشته مهندسی شده است!

این روز ها بحث در مورد مهندسی زیاد می شنویم. برخی می گویند وظیفه ذاتیشان مهندسی معقول انتخابات است و در مقابل برخی می گویند منظور ما از انتخابات آزاد انتخاباتی است که در آن مهندسی نشود. سوالی که پیش می آید این است که منظور ایشان از مهندسی چیست؟ و آیا مهندسی با مفاهیم عقلانیت و آزادی ارتباط دارد؟ از این روی بر آن شدم تا در این نوشته به توضیح مفهوم مهندسی بپردازم.

مهندسی به فرآیند خلاقانه باالقوه ای گفته می شود که در طی آن با استفاده از محیط و بهره گیری از معارف بشری در راستای رسیدن به هدفی مشخص گام برداریم. هنگامی که از مهندسی با نگاه تاریخی به خلق و تدبیر تعبیر گردد مرز مشخصی میان مهندسی، هنر، حرفه و تکنولوژی نخواهد بود. امروزه "هنر" به فعالیتی گفته می شود که تکرار ناپذیر است و لزوما اتکایی به علم ندارد و احاطه کامل احساس هنرمند در آن وجود دارد."حرفه" مهارتی است که انسان برای انجام دادن و یا ساختن چیزی بدون شناخت علمی آن، به تدریج و بر اساس یادگیری آن کسب می کند و در آن مهارت عملی پیدا می کند."تکنولوژی" به معنای شناسایی فن و به تعبیری فن شناسی است و می توان گفت تکنولوژی معرفتی نظام مند و چهارچوبی مرجع برای فرآیند های تولیدی و صنعتی است که در ارتباط با مهندسی و علم است.

از آنجایی که مهندسی خود معرفت نیست پس تعهدی نیز در قبال معارف بشری ندارد. در مهندسی "هدف" نقش اساسی دارد.

برای توضیح این موضوع به مثال زیر توجه کنید:

در علم ریاضیات با توجه به اصول اولیه ای که در آن تعریف می گردد توان دوم عدد 2 برابر 4 می باشد اما اگر هدف این باشد که "توان دوم 2 هر عدد دیگری می تواند باشد" می توان با بهره گیری از چیدمان بعضی از عملیات ریاضی به این نتیجه نائل شد.

همانطور که مشاهده می گردد در این چیدمان به مفهوم اینهمانی و برابری توجه نشده است اما صورت درستی حاصل شده است و همین صورت، مورد نظر فرآیند مهندسی ما بوده است.

در فرآیند های مهندسی توجه به اخلاق و یا زیبایی شناسی و عوامل اجتماعی و توسعه پایدار و از این قبیل مسائل وقتی لحاظ می گردد که در اهداف گنجانده شود. برای مثال در مواجهه مهندسی  با اخلاق ، برخی از طرح ها از جنبه اقتصادی بسیار پرسودند ولی از جنبه اخلاقی نه (مثل تولید سلاح های کشتار جمعی)، ولی برخی از طرح ها پرهزینه اند ولی از لحاظ اخلاقی باید انجام گیرند. (مثل ایجاد و اختصاص معابر ویژه جهت معلولین)

مثال دیگر را می توان در مواجهه با یک پدیده پزشکی بیان کرد.

روش کار پزشکان بدین گونه است که در صورتی که اشکالی در ساختار بدن پدید آید پزشک با تشخیص علل بروز این اشکال، یا با دارو و در صورت نیاز با عمل جراحی ابتدا آن را برطرف نموده و سپس شرایطی را فراهم می آورد که خود بدن به بازسازی خود و رفع آثار اشکال مبادرت نماید تا بهبودی حاصل شود که به این فرآیند "درمان "گفته می شود.

دستگاه چشم انسان به گونه ایست که با جمع آوری و تمرکز نور بر شبکیه چشم داده های بینایی را به مغز منتقل می نماید. در مواردی که از آن به عیوب انکساری نقل می گردد نور دقیقا روی شبکیه چشم و یک نقطه متمرکز نمی شود و مشکلاتی چون نزدیک بینی و دوربینی و یا آستیگماتیسم ایجاد می نماید که این موارد در اثر تغییر شکل قرنیه و یا کره چشم بوجود می آیند. پس برای رفع این عیوب پزشک می بایست کاری انجام دهید که تغییر شکل متوقف و بافتها به شکل صحیح بازگردند. این شیوه در مواقعی دور از دسترس است. اما اگر هدف تعیین شده این باشد که "عمل دیدن به شکل مطلوب صورت پذیرد"، فرآیند های مهندسی برای رسیدن به این هدف راه هایی را در پیش گرفتند و آن ابتدا از عینک و لنز و بعد ها جراحی هایی که با از میان برداشتن بخشی از بافت ها و شکل دادن مجدد بافت های قرنیه نور را به شکل مورد نظر متمرکز می نمود.توجه می شود که فرآیند "درمان" صورت نگرفته اما به هدف مورد نظر دست یافته ایم.

مثال دیگر این تفاوت دیدگاه را می توان در مورد تفسیرهای مختلف قرآن دید به گونه ای که اگر ورودی ها این باشد که این قرآن بی هیچ شکی برای هدایت بشری آمده است و همچنین اگر فرض بر این باشد که هدایت بشر در راه سعادت باشد؛ حال از آنجایی که سعادت هم تعاریف مختلفی دارد، بنابه هر تعریف از سعادت می توان هدفی را مشخص نمود.

دیدگاه مهندسی و تفسیر قرآن:

این دیدگاه که بیشتر توسط کسانی که خود مهندس بودند (مثل مهندس بازرگان) تفسیر قرآن را به شکلی شروع میکند که قرآن هم پدیده ای است مهندسی و پروردگار آن را کنار هم قرار داده (با استناد از معنای لغوی کتاب که به معنای "مجموعه و گرد آوری شده است") به منظور مهندسی بشر. پس قرآن یک مکانیزم به هم پیوسته است و کلیه ترتیب سوره ها و آیات و موضوعات طبق یک هدفی آورده شده.هدف مهم است و بسته به تعریف شرایط سعادت مورد هدف تفسیر می گردد. قرآن معرفت شناسی خاصی را بیان نمی دارد پس کتابی علمی و یا حقوقی و تاریخی و ... نمیباشد اما متناسب و مطابق است با هر آنچه در مسیر رسیدن به سعادت بشری است . تفسیر ها در این نگرش به گونه ای ارئه میگردد که  مخاطب خود را در هیچ موردی در قرآن ،متعارض با هیچ کدام از علوم نمی یابد و همیشه متناسب با شرایط زمانی و مکانی معانی جدیدی از آن حاصل می یابد. این تفسیر کاربردی بودن مفاهیم قرآن را برای همه افراد و همه زمان ها بیان می نماید و به آن معتقد است.

دیدگاه علوم تجربی و تفسیر قرآن:

دانشمندان علوم تجربی بر این باورند که تمامی پدیده ها با توجه به انتخاب اصلح و بقا بوجود آمده و ادامه و زوال پیدا میکنند. انتخاب اصلح بدین معناست که هر پدیده با توجه به شرایط پیرامون خود اگر امکان بقا دارد می ماند و اگر نه از میان می رود، هر چند ممکن است از لحاظ ساختاری آن پدیده بسیار برتر از پدیده های مشابه پیرامون خود باشد اما چون در آن زمان شرایط بقا برایش مهیا نبوده نابود شده است. برخی دیگر با بسط این نگرش تمامی حالات و تفکر و عواطف و انواع مکانیزم های معرفت شناسی و استدلالات و نظام های علت و معلولی و...انسان را به این مسئله معطوف می دانند. بنابر این طبق این نگرش که توسط افرادی که خود پزشکند (مثل دکتر سروش )مطرح می گردد آنچه که بر انسان عارض می گردد می تواند مفید باشد و به بهبود بقایش منجر شود و یا مضر و به بدتر شدن شرایط بقایش بینجامد. با این نگرش وقتی به تفسیر قرآن می پردازند به گونه ای بیان میدارن که قرآن راه ها را برای درمان بدی ها و جلوگیری از آنچه مغایر با بقای اوست و همچنین تقویت خوبی ها نشان داده است. البته این باور وجود دارد که بعضی از موارد و حوادثی که در قرآن آمده، به قرآن تحمیل شده یعنی در آن زمان باعث بقای آن می شده و حال خود به خود چون دلیلی برای بقایش ندارد حذف می گردد.همچنین معتقدند جایگاه مفاهیم قرآنی در زندگی افراد با توجه به شرایط هر شخص متفاوت خواهد بود.

همین تفاوت دیدگاه را نیز می توان در آثاری چون مثنوی معنوی و شاهنامه و منطق الطیر نیز مشاهده نمود به گونه ای که در شیوه ای که مولانا به بیان مباحث خود می پردازد پدیده هایی که برای انسان بوجود می آیند بعضا مانند بیماری هایی هستند که ریشه هایی دارند و با توجه به مواردی "درمان" می گردند و بعضا توجه به برخی نکات باعث اعتلای انسانی میگردد و گاها باید با بعضی موارد کنار آمد چون جبر روزگار است، و توصیه ای به چدمان متفاوت برای رسیدن به اهداف نمی گردد.در مقابل می توان در شاهنامه و منطق الطیر استفاده از فرآیند مهندسی را مشاهده نمود. در شاهنامه حوادث به گونه ای چیدمان شده که مخاطب به هویت ایرانی و ویژگیهای این هویت آنگونه که در اساطیر ایران بوده پی ببرد و انگیزه برای بازیابی آن در وی ایجاد گردد. در منطق الطیردرست است که از مفاهیم و نگرش عرفانی آن دوره استفاده شده اما چگونگی به کار بردن این مفاهیم در یک قالب هدفمند و مهندسی شده است.

امروزه با توجه به پیشرفت معارف بشری این "قدرت" وجود دارد  که در بسیاری از پدیده ها فرآیند مهندسی انجام گیرد و چنانچه تعریف های اخلاقی و بعضی بازدارنده های فعلی تغییر کنند شاهد تغییرات بنیادین وسیعی خواهیم بود. مثلا مهندسان ژنتیک و اصلاح نباتات می توانند ساختارهای زیستی متفاوتی ارائه دهند که در حالاتی به تغییر سبک زندگی و در حالاتی خاص به تغییر ساختار انسان بینجامد که اگر این تغییرات در عین حال بقای بشر را تامین کند به سعادت بشر هم کمک خواهد نمود.

وقتی بشر قدرت تغییر در مواردی را دارد، آیا یکی از وظیفه های ذاتی بشر مهندسی معقول نمی باشد؟

 

0 دیدگاه

افزودن دیدگاه


مقالات اخیر گروه